• ورود به حساب

    برای مشاهده اطلاعیه‌ها ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

هنور ثبت نام نکرده اید؟

ثبت نام
مغزهای کوچک زنگ‌زده؛ قصه گوسفندها و چوپانِ بی‌رحم جنوب شهر

مغزهای کوچک زنگ‌زده؛ قصه گوسفندها و چوپانِ بی‌رحم جنوب شهر

۱۴۰۴/۰۹/۲۰
۱ دقیقه مطالعه
۱۲۲ بازدید
معرفی فیلم

«مغزهای کوچک زنگ‌زده» محصول ۲۰۱۷ است و در جشنواره فجر هم تحسین شد و هم جنجال به‌پا کرد؛ از سیمرغ بهترین فیلمنامه تا انتخاب به‌عنوان یکی از آثار پرهیاهوی بازار جشنواره برای مخاطب بین‌المللی. سیدی این‌بار به‌جای داستان‌های ذهنی‌تر و شخصی، دوربینش را مستقیماً به دل زاغه‌ها و محله‌های جنوبی می‌برد؛ جایی که بچه‌های کار، نوجوانان بی‌سرپرست و معتادها در دل یک شبکه شبه‌خانوادگی گرد آمده‌اند و زیر سایه یک «چوپان» قدرتمند، هم پناه گرفته‌اند و هم اسیر شده‌اند.narengi.com+1

داستان حول دار و دسته‌ای از قاچاقچیان مواد در جنوب تهران می‌چرخد که علاوه بر تجارت کثیف‌شان، جمعی از نوجوانان و یتیم‌های خیابانی را هم سر سفره خود نشانده‌اند؛ ظاهراً نقش حامی و پدر را برایشان بازی می‌کنند اما در عمل آن‌ها را وارد چرخه خشونت و جرم می‌کنند. روایت، بیش از هر چیز روی رابطه بین برادرها و شکاف نسلی در دل این «خانواده» تمرکز دارد؛ یکی در نقش چوپان خشن و مسلط، دیگری در مرز بین اطاعت و عصیان، که کم‌کم به این فکر می‌افتد آیا می‌شود از این گله جدا شد یا نه. شعار مشهور فیلم – این‌که کسی که «مغز» ندارد به چوپان نیاز دارد – در طول قصه مدام زیر سوال می‌رود و از دل آن پرسش تلخ‌تری بیرون می‌آید: اگر خود چوپان بیمار و فاسد باشد چه؟IMDb+1

سیدی در طراحی جهان فیلم، به‌جای شخصیت‌های کاملاً سیاه یا سفید، انسان‌هایی می‌سازد که به‌شدت خاکستری‌اند؛ قاچاقچی‌ای که هم می‌زند و هم نجات می‌دهد، نوجوانی که هم قربانی است و هم مجرم، زنی که هم مادر است و هم شریک سکوت در خشونت. پلیس و نظام رسمی قانون تقریباً غایب‌اند و این خلأ، میدان را کاملاً در اختیار قانون جنگل گذاشته است. همین انتخاب هوشمندانه، «مغزهای کوچک زنگ‌زده» را از یک ملودرام ضد مواد مخدر ساده جدا می‌کند و آن را به پرتره‌ای اجتماعی از فرودست‌هایی تبدیل می‌کند که در تله جغرافیا، طبقه و سنت گیر افتاده‌اند.IMDb

از نظر اجرا، فیلم پر است از قاب‌های تنگ، کوچه‌های باریک، دیوارهای نمور و لوکیشن‌هایی که عمداً شلوغ و خفه طراحی شده‌اند تا حس خفگی و بی‌راه‌بودن این جهان را منتقل کنند. دوربین پرتحرک، برش‌های شلوغ، صداهای محیطی آزاردهنده و رنگ‌بندی تیره و چرک، مخاطب را وسط این جهنم شهری پرت می‌کند. نتیجه ترکیبی است از یک درام جنایی، یک تراژدی خانوادگی و یک هشدار اجتماعی درباره نسلی که اگر دیده نشود، یا تبدیل به «گرگ» می‌شود یا تا ابد در هیبت «گوسفند» باقی می‌ماند.

در نهایت، «مغزهای کوچک زنگ‌زده» فیلمی آسان‌مصرف یا سرگرم‌کننده به معنای کلاسیک نیست؛ خشونت عریان، زبان تند و فضای تلخ آن، تماشایش را مخصوص مخاطب بزرگسال و نسبتاً صبور می‌کند. اما اگر دنبال فیلمی هستید که فقط قصه نگویید و در عین حال سیلی اجتماعی هم بزند، این اثر هومن سیدی یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های سینمای اجتماعی معاصر ایران است؛ فیلمی که بعد از پایان، احتمالاً شما را وامی‌دارد دوباره به معنی «مغز»، «چوپان» و نقش هر کدام از ما در این گله بزرگ فکر کنید.

دیدگاه بینندگان

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!