• ورود به حساب

    برای مشاهده اطلاعیه‌ها ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

هنور ثبت نام نکرده اید؟

ثبت نام
سقوط آرام يک مادر؛ نقد و معرفي فيلم «اگه پا داشتم لگدت مي‌کردم»

سقوط آرام يک مادر؛ نقد و معرفي فيلم «اگه پا داشتم لگدت مي‌کردم»

۱۴۰۴/۰۹/۰۸
۱ دقیقه مطالعه
۱۳۷ بازدید
معرفی فیلم

فيلم «اگه پا داشتم لگدت مي‌کردم» به كارگرداني مري برونستين و با بازي درخشان روز بيرن، از آن دست آثار مستقلي است كه از دل سينماي A24 مي‌آيد و خيلي زود برچسب «استرس‌آور» و «عصبي‌كننده» مي‌گيرد. قصه، در ظاهر درباره مادري است كه زندگي‌اش از همه طرف در حال فروپاشي است؛ اما در لايه زيرين، فيلم سراغ ترس‌ها و ناگفته‌ترين احساسات مادرانه مي‌رود؛ از پشيماني و خستگي تا حس گيرافتادن در زندگي‌اي كه ديگر شبيه انتخاب‌هاي خود آدم نيست.Box Office Mojo+1

در مركز داستان، ليندا قرار دارد؛ زني كه بايد با بيماري مرموز فرزندش، غيبت طولاني همسر، يك مفقود شدن عجيب و درمانگري كه به‌جاي همدلي، بيشتر شبيه يك دشمن رواني است، كنار بيايد. فيلم با همين چند خط موقعيت، مخاطب را وسط آشوب زندگي ليندا پرت مي‌كند و كم‌كم نشان مي‌دهد اين زن از همان سكانس‌هاي اول، در مرز فروپاشي است و ما فقط شاهد تماشا و تعميق اين سقوط هستيم، نه آغاز آن. همين انتخاب، فضا را خفقان‌آورتر مي‌كند؛ انگار شما وسط كابوسي افتاده‌ايد كه سال‌ها قبل شروع شده است.Box Office Mojo+1

بازي روز بيرن ستون فقرات فيلم است؛ او از لحظه‌اي كه روي پرده ظاهر مي‌شود، حال و هواي كسي را دارد كه مدتهاست نخ اعصابش تا آخر كشيده شده و حالا هر تلنگري مي‌تواند او را بفرستد ته دره. از عصبانيت‌هاي ناگهاني و رفتارهاي غيرقابل دفاعش تا لحظات گيج و فلج‌شده‌اي كه فقط خيره مي‌شود و هيچ نمي‌گويد، همه چيز در خدمت ساختن پرتره‌اي از زني است كه هم قرباني است، هم آزاردهنده؛ هم حق دارد، هم نمي‌شود كامل از او دفاع كرد. فيلم عمداً قهرمان قابل‌دوست‌داشتن كلاسيك به شما نمي‌دهد، بلكه شخصيتي مي‌سازد كه همدلي با او ساده نيست اما نمي‌توان ناديده‌اش گرفت.Whirlpool.net.au+1

از نظر سبك، «اگه پا داشتم لگدت مي‌کردم» جايي بين كمدي سياه، درام خانوادگي و تريلر رواني معلق است. صداي شخصيت‌هايي كه بيشتر اوقات خارج از كادر مي‌شنويم، طراحي صوتي شلوغ و آزارنده و كات‌هاي ناگهاني، همه به ما مي‌فهمانند كه ذهن ليندا هيچ‌وقت در آرامش نيست. هر كس مي‌خواهد كمكش كند، اما هيچ‌كس واقعاً آماده انجام كاري جدي نيست؛ انگار جهان پر است از نصيحت و خالي از عمل. اين جهان‌سازي، تجربه تماشاي فيلم را همزمان مهم و آزاردهنده مي‌كند؛ تماشاچي حس مي‌كند در مغز يك آدم فرسوده گير افتاده است.Whirlpool.net.au+1

در نهايت، «اگه پا داشتم لگدت مي‌کردم» فيلمي سرگرم‌كننده به معناي مرسوم كلمه نيست؛ نه لحظات شادي‌بخش دارد، نه تخليه احساسي كلاسيكي كه بعدش بگوييد «چقدر حال داد». اين فيلم براي كساني ساخته شده كه حوصله مواجهه با اضطراب، مادرانگي دشوار و تماشاي فروپاشي تدريجي يك انسان را دارند؛ همان‌هايي كه آثار عصبي‌كننده‌اي مثل «Beau Is Afraid» يا «Uncut Gems» را دنبال مي‌كنند. اگر آماده يك سفر تاريك، سنگين و تلخ در ذهن يك مادر لب‌پرتگاه هستيد، اين فيلم ارزش يك‌بار ديدن را دارد؛ اما اگر به‌دنبال فرار از استرس زندگي روزمره‌ايد، اينجا جاي امني براي پناه بردن نيست.

دیدگاه بینندگان

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!