• ورود به حساب

    برای مشاهده اطلاعیه‌ها ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

هنور ثبت نام نکرده اید؟

ثبت نام
مرگ در زمستان؛ دوئل يک بيوه تنها با آدم‌رباها در قلب برف و يخ

مرگ در زمستان؛ دوئل يک بيوه تنها با آدم‌رباها در قلب برف و يخ

۱۴۰۴/۰۹/۱۰
۱ دقیقه مطالعه
۱۳۸ بازدید
معرفی فیلم

پس از مرگ همسرش، بارب برای انجام آخرين وصيت او راهی درياچه‌ای دورافتاده در شمال مينسوتا ميشود؛ جايی که اولين قرار عاشقانه‌شان را آنجا گذرانده‌اند. در ميانه طوفان برف و مسيری پرخطر، او ناگهان با نشانه‌هايی مشکوک روبه‌رو ميشود و خيلی زود می‌فهمد وسط يک آدم‌ربايی واقعی قرار گرفته است: دختر جوانی به نام ليا در يک کلبه دورافتاده اسير زوجی مرموز است. از اين لحظه، «مرگ در زمستان» از يک سفر احساسی تبديل به تريلر بقا در دل يخ و سکوت ميشود. Wikipedia+1

فيلم را براين کرک کارگردانی کرده؛ کسی که قبلاً با «21 Bridges» نشان داده بود در ساخت تريلرهای شهري و پرتنش مهارت دارد، اما اين بار فضای داستان را به برف و يخ و درياچه يخ‌زده منتقل ميکند. متن فيلمنامه توسط نيکلاس جاکوبسن-لارسن و دالتون ليب نوشته شده و رويکَردشان ساده اما تأثيرگذار است: شخصيت‌های محدود، لوکيشن‌های کم، اما تنش فزاينده و حس دائمی ناامنی. فيلم بيشتر به جای تکيه بر پيچش‌های داستانی عجيب، روی تصميم‌های لحظه‌ای بارب و شکنندگی وضعيت او سرمايه‌گذاری ميکند. Wikipedia

بزرگترين سرمايه فيلم بدون ترديد بازی اِما تامپسون در نقش بارب است؛ بيوه‌ای معمولي، بدون گذشته‌ای قهرمانانه، که قدم به قدم مجبور ميشود به يک «مبارز ناخواسته» تبديل شود. زوج آدم‌ربا با اسم‌های تصويری‌شان – «Camo Jacket» و «Purple Lady» – بيشتر شبيه کابوس‌های انسانی هستند تا آنتاگونيست‌های کليشه‌ای؛ و جودی گرير در نقش زن بيمار و در عين حال خطرناک، لايه‌ای اخلاقي و عاطفی به شرارت ماجرا اضافه ميکند. لهجه ميدوسترن تامپسون و ريزه‌کاری‌های بازی او باعث شده بسياری از نقدها فيلم را بيش از هرچيز، «نمايش او» بدانند، حتا اگر بخشی از پيش‌زمينه شخصيت‌ها بيش از حد توضيح داده شده باشد. Wikipedia+1

از لحاظ بصری، «مرگ در زمستان» روی تضاد سفيدی برف و تاريکی تهديد حسابی سرمايه‌گذاری ميکند. لوکيشن‌های فيلم در فنلاند و آلمان ضبط شده‌اند، اما فضا به‌خوبی به شمال منجمد مينسوتا شبيه‌سازی شده است؛ جايی که هر قدم اشتباه روی يخ، ميتواند آخرين قدم باشد. کلبه چوبی، درياچه يخ‌زده، شَکاف‌های زيرپا و سکوتی که هر صدا را دو برابر ترسناک ميکند، همگی در خدمت ساختن يک اتمسفر فشرده‌اند؛ جايی که بارب، تنها اميد يک دختر ربوده‌شده است و هيچ تلفنی زنگ نميزند. Wikipedia+1

از نظر واکنش منتقدان، فيلم در محدوده «مثبت اما نه شاهکار» قرار می‌گيرد: حدود ۷۶ درصد نقدهای راتن توميتوز مثبت است و متاکريتيک هم نمره ۶۹ از ۱۰۰ را برای آن ثبت کرده؛ يعنی يک تريلر خوش‌ساخت که از دل فرمول آشنا، اثری محترم و سرگرم‌کننده بيرون کشيده است. برای مخاطب ايرانی، «مرگ در زمستان» ميتواند تماشای جذابی باشد؛ مخصوصاً اگر به تريلرهای فضامحور، داستان‌های بقا، و قهرمانانی علاقه داريد که از دل زندگی عادی ناگهان مجبور به انتخاب‌های مرگ و زندگی ميشوند.

دیدگاه بینندگان

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!