«جنگاوری»؛ تجربهای شبیه حضور در خط مقدم، نه تماشای یک فیلم جنگی ۱۴۰۴/۰۹/۰۴ ۱ دقیقه مطالعه ۱۶۵ بازدید معرفی فیلم «جنگاوری» (Warfare) یک فیلم جنگی ۹۵ دقیقهای محصول ۲۰۲۵ است که الکس گارلند و ری مندوزا با هم نوشته و کارگردانی کردهاند؛ استودیوی A24 پشت تولید و پخش آن است. فیلم بر اساس تجربههای واقعی خود مندوزا در جنگ عراق ساخته شده و دقیقا به یک روز مشخص برمیگردد: ۱۹ نوامبر ۲۰۰۶، بعد از نبرد رمادی. همین تکیه بر خاطرات واقعی و شهادتهای اعضای همان جوخه باعث شده «جنگاوری» از همان ابتدا حالوهوای مستندوار و بسیار زمینی داشته باشد، نه یک جنگ هالیوودی پرزرقوبرق. Wikipedia+2Wikipedia+2 داستان در شهر رمادی میگذرد؛ جایی که یک جوخه نیروی ویژه نیروی دریایی آمریکا (Navy SEALs) مأمور میشود خانهی دو طبقهی یک خانواده عراقی را برای «حفظ امنیت منطقه» تصرف کند. قرار است فقط نظارت کنند و اطراف را زیرنظر داشته باشند، اما وضعیت در منطقهای که زیر نفوذ القاعده است بهسرعت از کنترل خارج میشود. دشمن از همهطرف نزدیک میشود، پشتیبانی هوایی قطع میشود و یک مأموریت محدود، تبدیل میشود به محاصرهای نفسگیر؛ انفجار، تیراندازی، تلاش برای تخلیه مجروحان و در نهایت، یک نبرد جانکَن که فقط یک سؤال بالای سرش است: چه کسی تا صبح زنده میماند؟ Wikipedia+2moviepilot.de+2 فیلم تقریباً بهصورت «رئالتایم» جلو میرود؛ یعنی مخاطب احساس میکند همان ۹۰ و چند دقیقهای که روی صندلی سینما نشسته، همان زمانی است که سربازها در آن خانهی محاصرهشده گیر افتادهاند. خبری از فلشبک، مونتاژهای قهرمانانه یا موسیقی پُرحجم نیست؛ صداهای گلوله، فریاد، بیسیم و نفسنفسزدن سربازها خودشان موسیقی فیلم را میسازند. گارلند و مندوزا عامدانه از کلیشههای مرسوم فیلمهای جنگی فاصله میگیرند؛ شخصیتها بکاستوری طولانی ندارند، قهرمانِ بزرگ و مرکز داستان وجود ندارد و حتی صورتها هم گاهی شبیه هم به نظر میرسند تا تأکید کنند این فقط داستان «یک نفر» نیست، بلکه تجربهی جمعی نسل جوانی است که در میانهی جنگ گیر افتادهاند. The Guardian+2AP News+2 در کنار سربازان، حضور خانوادهی عراقی که خانهشان اشغال شده بخش مهمی از فضای فیلم است؛ آنها مدام در پسزمینهاند، اما سکوت و ترسشان مثل آینهای عمل میکند که نشان میدهد این عملیات نظامی، فراتر از جان سربازان، زندگی چه کسان دیگری را خرد میکند. فیلم در پایان با نشان دادن تصاویر واقعی افراد درگیر در ماجرا و یادکرد از الیوت میلر – تکتیراندازی که در عملیات واقعی پایش و بخشی از توان گفتارش را از دست داد – مرز بین سینما و واقعیت را تقریباً پاک میکند و «جنگاوری» را از یک فیلم صرف، به نوعی سند شخصی و جمعی از یک روز جهنمی در رمادی تبدیل میکند. Wikipedia+2AP News+2 از نظر منتقدان، نقطهی قوت اصلی «جنگاوری» حس غرقشدگی شدید در میدان نبرد است؛ دوربین روی شانه، کاتهای کم، صداگذاری دقیق و امتناع از هر نوع تزیین هالیوودی، تجربهای میسازد که بیشتر شبیه «حضور در میدان» است تا تماشای یک اکشن جنگی. در عین حال، بعضی نقدها اشاره میکنند که فیلم بهخاطر تمرکز شدید روی آن یک موقعیت، از نظر درام کلاسیک (تعلیق داستانی، قوس شخصیتی پررنگ، پیام سیاسی صریح) به عمد مینیمال باقی میماند و همین باعث میشود برخی تماشاگران، آن را بیش از حد سخت و خستهکننده ببینند. با این حال، بسیاری «جنگاوری» را یکی از واقعگرایانهترین بازنماییهای جنگ مدرن و ادامهای جدیتر و خامتر بر مسیر قبلی گارلند در «Civil War» میدانند. nochnfilm.de+3Wikipedia+3Wessels-Filmkritik.com+3 در نهایت، «جنگاوری» فیلمی نیست که برای یک جمع خانوادگیِ دنبال سرگرمیِ سبک مناسب باشد؛ این فیلم بیشتر شبیه یک تجربهی فشردهی روانی است که تماشاگر را وادار میکند چند ساعت در بدن و ذهن سربازهایی زندگی کند که شاید خودشان هم دقیق نمیدانند چرا آنجا هستند. اگر دنبال یک فیلم جنگی پر از شعار، قهرمانسازی و لحظههای حماسی هستید، احتمالاً ناامید میشوید. اما اگر میخواهید روی صندلی، تا حد امکان به واقعیت خشن یک عملیات واقعی نزدیک شوید و در پایان با این فکر سالن را ترک کنید که «هیچکس این وسط واقعاً برنده نشد»، «جنگاوری» دقیقا همان فیلم تلخ و صادقی است که باید سراغش بروید. اشتراکگذاری: کپی لینک تلگرام توییتر