• ورود به حساب

    برای مشاهده اطلاعیه‌ها ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

هنور ثبت نام نکرده اید؟

ثبت نام
«خوش‌شانس» – کمدی فرشته‌اي ناشی در دل جهنم اقتصاد گیگی

«خوش‌شانس» – کمدی فرشته‌اي ناشی در دل جهنم اقتصاد گیگی

۱۴۰۴/۰۹/۱۱
۱ دقیقه مطالعه
۱۵۸ بازدید
معرفی فیلم

«خوش‌شانس» اولین فیلم بلند عزیر انصاری در مقام کارگردان است؛ کمدی ماجراجويانه‌ای که خیال‌پردازی کلاسیک فرشته‌ها را به قلب اقتصاد پلتفرمی و زندگی کارگرهای گیگی در لس‌آنجلس می‌برد. انصاری علاوه بر کارگردانی، نقش آرج – مردی خسته، بی‌پول و همیشه در حال چند شغل همزمان – را بازی می‌کند. او هر کاری از تعمیر استخر گرفته تا پیدا کردن شمن برای سفر آیاهواسکای رئیس پولدارش جف را قبول می‌کند؛ اما هر چه بیشتر تلاش می‌کند، بیشتر در باتلاق بدهی و ناامیدی فرو می‌رود.Wikipedia+1

هسته فانتزی فیلم با ورود گابریل، فرشته‌ای با قدرت محدود و شخصیتی معصوم و تا حدی ناشی، شکل می‌گیرد؛ نقشی که به‌طرز بامزه‌ای به کیانو ریوز سپرده شده؛ ستاره‌ای که در دنیای واقعی هم تصویر «آدم خوب هالیوود» را یدک می‌کشد. گابریل در تلاشی اشتباه برای کمک به آرج، زندگی او را با جف – سرمایه‌گذار و کارآفرین فوق‌العاده ثروتمند با زندگی پر از مهمانی، ماشین و خانه لوکس – جابه‌جا می‌کند تا به هر دو نشان بدهد پول مشکل اصلی یا راه‌حل نهایی نیست. نتیجه اما زنجیره‌ای از سوءتفاهم، بحران و آشوب است که حتی ماموریت آسمانی گابریل و بال‌هایش را به خطر می‌اندازد.Wikipedia+2Rotten Tomatoes+2

فراتر از شوخی‌ها، فیلم تامی جدی به نابرابری طبقاتی، مساله مسکن، کارهای ناپایدار و خستگی نسل جدید از اقتصاد گیگی می‌زند. لس‌آنجلس در اینجا فقط پس‌زمینه نیست؛ خودِ شهر یک کاراکتر است: خیابان‌هایی پر از ربات‌های تحویل غذا، خانه‌های لوکس بالای تپه و آپارتمان‌های کوچک و شلوغ طبقه کارگر. انصاری برای نوشتن فیلمنامه، با راننده‌های تحویل غذا و کارگرهای فروشگاه‌ها صحبت کرده و تجربه کار در فروشگاه ابزار و رانندگی تحویل غذا را از نزدیک امتحان کرده تا رنج و استیصال شخصیت آرج روی پرده مصنوعی به نظر نرسد.Wikipedia+1

از نظر ترکیب بازیگران، فیلم یک تیم به‌شدت جذاب دارد: ست روگن به‌عنوان جفِ خوشگذران و ثروتمند، کیکی پالمر در نقش النا – همکار آرج در فروشگاه ابزار که برای تشکیل اتحادیه و بهبود شرایط کار مبارزه می‌کند – و ساندرا او در نقش مارتا، فرشته‌ای که می‌تواند بال‌های گابریل را بگیرد و نظم آسمانی را یادآوری کند. شیمی بین این بازیگران، به‌خصوص لحظات کمدی بین ریوز و روگن، فیلم را از یک پیام اجتماعی خشک به یک تجربه پرخنده و در عین حال گزنده تبدیل می‌کند؛ چیزی بین «زندگی شگفت‌انگیز است» برای دوران شبکه‌های اجتماعی و استارتاپ‌های میلیاردی.Wikipedia+1

در نهایت «خوش‌شانس» همزمان یک قصه بدنشانی و شانس است و آینه‌ای برای زمانه ما: وقتی پول، استارتاپ و سرمایه‌گذاری خطرپذیر به رویای گروهی و کابوس گروهی دیگر تبدیل شده است. فیلم از قالب کمدی رده‌بندی‌شده R استفاده می‌کند تا بدون تعارف از شکاف طبقاتی، فرسودگی شغلی و تنهایی در شهرهای بزرگ حرف بزند، اما در عین حال لحن امیدوارکننده‌ای را حفظ می‌کند؛ گویی هنوز هم ممکن است در میان این همه بی‌عدالتی، جایی برای همدلی، انتخاب اخلاقی و «خوش‌شانسی» واقعی باقی مانده باشد. برای تماشاگر ایرانی، «خوش‌شانس» می‌تواند هم یک کمدی مفرح باشد و هم سوژه‌ای مناسب برای بحث درباره این پرسش قدیمی: اگر جای آدم‌های خیلی پولدار بودیم، واقعا خوشبخت‌تر می‌شدیم یا نه؟

دیدگاه بینندگان

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!