• ورود به حساب

    برای مشاهده اطلاعیه‌ها ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

هنور ثبت نام نکرده اید؟

ثبت نام
«ادینگتون» – شهر کوچکی که با يک ماسک به آستانه انفجار می‌رسد

«ادینگتون» – شهر کوچکی که با يک ماسک به آستانه انفجار می‌رسد

۱۴۰۴/۰۹/۱۶
۱ دقیقه مطالعه
۱۴۲ بازدید
معرفی فیلم

در «ادینگتون»، آری استر از قالب آشنا و کلاسيک وسترن استفاده می‌کند، اما آن را وسط دوران کرونا می‌اندازد تا يک تصوير تلخ و در عين حال طعنه‌آميز از آمريکای امروز بسازد. ما در شهری دورافتاده در نيو مکزيکو هستيم؛ جايی که به ظاهر فراموش‌شده و ساکت است، اما زير پوستش تنش سياسی و اجتماعی جوش می‌زند. ماجرا از جايی شروع می‌شود که جو کراس، کلانتر شهر، حاضر نمی‌شود در فروشگاه محلی ماسک بزند و همين نافرمانی ظاهراً کوچک، به جنگ قدرتی آشکار بين او و شهردار تد گارسيا تبديل می‌شود. اين کشمکش، بهانه‌ای می‌شود تا شکاف‌های قديمی، تعصبات و کينه‌های شخصی، دوباره سر باز کنند.

رابطه جو کراس و تد گارسيا قلب درام را می‌سازد؛ دو مرد با گذشته و جهان‌بينی متفاوت که هر کدام خودشان را «نماد قانون» و «صدای مردم» می‌دانند. جوآکين فینيکس در نقش کلانتری زخم‌خورده و عصبی، مرزی بين قهرمان و ضدقهرمان رسم می‌کند؛ کسی که در نگاه بخشی از مردم «مرد عمل» است و در نگاه بقيه، خطری برای نظم عمومی. در مقابل، پدرو پاسکال، شهردار را نه به عنوان يک سياستمدار کاريکاتوری، بلکه به شکل شخصی نشان می‌دهد که بين پوپوليسم، ترس از دست دادن قدرت و ادعای «حفظ سلامت عمومی» گير افتاده است. با وقوع يک قتل در شهر، هر دو طرف بی‌پرواتر می‌شوند و شهر، ميدان جنگی می‌شود که در آن، هر رأی، هر پست در شبکه‌های اجتماعی و هر نگاه، معنا پيدا می‌کند.

يکی از جذاب‌ترين بخش‌های «ادینگتون» اين است که تنش سياسی را با فضای وسترن و لحن طنز سياه گره می‌زند. خيابان‌های خاکی، آسمان‌های پهن، اسلحه‌ها و دوئل‌های قدرت، اين بار به جای شش‌تيرکش‌های افسانه‌ای، توسط آدم‌های بسيار معمولی پر می‌شود؛ مغازه‌دار، معلم، کارمند شهرداری و پليس محلی. در واقع، شهر شبيه بشکه باروتی است که همه سعی می‌کنند وانمود کنند «همه‌چيز عادی است»، اما هر گفتگو درباره ماسک، قرنطينه يا وفاداری به اين طرف و آن طرف، يک تهديد بالقوه است. کارگردان از موقعيت کرونا فقط به عنوان پس‌زمينه استفاده نمی‌کند؛ بلکه آن را به ابزاری برای نشان دادن شکنندگی جوامع معاصر در برابر ترس و اطلاعات متناقض تبديل می‌کند.

از نظر بصری، «ادینگتون» هم به سنت وسترن وفادار می‌ماند و هم آن را به‌روز می‌کند. ميزانسن‌ها اغلب روی خيابان‌های طولانی، ميدان شهر و فضاهای جمعی مثل فروشگاه و شهرداری متمرکز است تا هميشه حس «تماشا شدن» و «زير ذره‌بين بودن» را القا کند. نورپردازی بين بعدازظهرهای داغ و شب‌های پرتنش شهر نوسان می‌کند و حس خفگی را تشديد می‌سازد. ريتم فيلم با توجه به زمان نسبتاً طولانی آن، تعمداً کندتر از يک تريلر معمولی است؛ استر فرصت می‌دهد که ما تماشاگر انفجار تدريجی روابط انسانی باشيم، نه فقط چند صحنه خشونت ناگهانی. موسيقی، فضای تهديدآميز را تقويت می‌کند بدون اينکه خودش را به رخ بکشد.

در مجموع، «ادینگتون» فقط درباره درگيری يک کلانتر و شهردار نيست؛ درباره جامعه‌ای است که در مواجهه با بحران، به جای همدلی، سراغ قطبی شدن می‌رود. همسايه‌ها به جای اينکه کنار هم با ترس مشترک روبه‌رو شوند، در صف‌ها و اردوگاه‌های جداگانه می‌ايستند و هر حرف ساده‌ای می‌تواند به دعوا و خشونت ختم شود. فيلم، مخاطب را وادار می‌کند بپرسد: چقدر از اين بحران، تقصير ويروس بود و چقدرش تقصير ما؟ «ادینگتون» برای کسی که به سينمای شخصيت‌محور، وسترن‌های مدرن و طنز سياه اجتماعی علاقه دارد، يک تجربه پربحث و ماندگار است؛ فيلمی که بعد از تمام شدنش، بحث‌های داخل شهر خيالی را در بحث‌های واقعی خارج سالن ادامه می‌دهد.

دیدگاه بینندگان

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!