• ورود به حساب

    برای مشاهده اطلاعیه‌ها ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

هنور ثبت نام نکرده اید؟

ثبت نام
پیمان (The Covenant) – دِینی که جنگ بر گردن آدم‌ها می‌گذارد

پیمان (The Covenant) – دِینی که جنگ بر گردن آدم‌ها می‌گذارد

۱۴۰۴/۰۹/۱۶
۱ دقیقه مطالعه
۱۲۰ بازدید
معرفی فیلم

در لایه‌ی بیرونی، «پیمان» یک فیلم اکشن-جنگی پر از کمین، تعقیب و گریز، سکانس‌های تیراندازی و عملیات نجات است؛ اما زیر این هیاهو، فیلم بیش از هر چیز درباره‌ی «دِین» است؛ دِینی که روی کاغذ، اسمش «تعهد» است و در واقعیت، تبدیل می‌شود به جانِ یک انسان و خانواده‌اش. جان کینلی بعد از بازگشت به آمریکا، در ظاهر نجات پیدا کرده؛ اما ذهنش هنوز در همان کوه‌ها جا مانده، جایی که احمد برای زنده نگه داشتن او، همه‌چیزش را گذاشته بود. این تضاد بین «امنیتِ روی مبل» و «خطرِ روی خط آتش»، موتور اصلی تنش در نیمه‌ی دوم فیلم است. Wikipedia

رابطه‌ی جان و احمد، نقطه‌ی طلایی «پیمان» است. احمد در ابتدا فقط «مترجم حقوق‌بگیر» است؛ مردی که از سر نیاز مالی وارد کار شده و گذشته‌ای مبهم با طالبان و تجارت تریاک دارد. اما جنگ خیلی سریع نقاب‌ها را برمی‌دارد: وقتی او واحد جان را از یک کمین لو رفته نجات می‌دهد و بعد، در مهم‌ترین بخش داستان، به تنهایی جنازه‌ی نیمه‌جان جان را از دلِ کوه و بیابان عبور می‌دهد، مترجمِ صرف، تبدیل می‌شود به هم‌سنگر، ناجی و نماد تمام افغان‌هایی که میان دو جبهه گیر کرده‌اند؛ نه کاملاً با طالبان‌اند، نه واقعاً از سوی آمریکا «خودی» به حساب می‌آیند. Wikipedia+1

از نظر بصری، فیلم افغانستان را نه فقط به‌عنوان «لوکیشن جنگی»، بلکه به‌عنوان سرزمینی سخت، خشن و بی‌رحم تصویر می‌کند که خودش دشمن سوم است؛ کنار طالبان و بروکراسی آمریکایی. مسیر طاقت‌فرسای احمد با جان مجروح، پر است از کوهستان‌های خشک، جاده‌های بی‌پایان و روستاهایی که هر کدام می‌توانند محل کمین باشند. در مقابل، وقتی جان به آمریکا برمی‌گردد، قاب‌ها آرام‌تر، رنگ‌ها ملایم‌تر و صداها آشنا و شهری‌اند؛ اما تضاد همین دو دنیا، حس بی‌عدالتی را تیزتر می‌کند: اینجا آرامش است، آنجا کسی که این آرامش را ممکن کرده، در حال فرار و قایم شدن از طالبان است. Wikipedia+1

در نهایت، «پیمان» فقط درباره‌ی یک مأموریت نجات نیست؛ درباره‌ی سکوت سیستم‌ها در برابر وفاداری فردی است. جان زمانی تبدیل به قهرمان واقعی می‌شود که از پشت میز و فرم اداری دل می‌کند و خودش، بدون پرچم و شعار، برمی‌گردد تا به یک نفر وفادار بماند. تیتراژ پایانی که یادآور سرنوشت صدها مترجم افغان است که بعد از خروج نیروهای خارجی، کشته یا مجبور به فرار شدند، فیلم را از یک تجربه‌ی صرفاً هیجان‌انگیز، به بیانیه‌ای تلخ درباره‌ی هزینه‌ی واقعی «همکاری با قدرت‌ها» تبدیل می‌کند؛ پیمانی که برای خیلی‌ها، امضا کردنش به قیمت جان تمام شد. Wikipedia+1

دیدگاه بینندگان

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!