جدایی نادر از سیمین؛ فروپاشی آرام یک خانواده معمولی ۱۴۰۴/۰۹/۲۰ ۱ دقیقه مطالعه ۱۳۲ بازدید معرفی فیلم فیلم «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی، محصول ۲۰۱۱، یکی از مهمترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران است که با دریافت اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان و خرس طلایی جشنواره برلین، نگاه جهان را متوجه سینمای ایران کرد.Wikipedia+1 فرهادی اینبار بهجای موقعیتهای بزرگ و سیاسی، به قلب زندگی روزمره طبقه متوسط میرود و از دل یک پرونده خانوادگی ساده، به پرسشهای پیچیده اخلاقی و انسانی میرسد؛ بدون اینکه هیچ قضاوت مستقیمی تحمیل کند. در نقطه آغاز، با نادر و سیمین روبهرو هستیم؛ زوجی تحصیلکرده که سالها کنار هم زیستهاند و حالا در آستانه طلاقاند. سیمین میخواهد از ایران برود تا برای تنها دخترشان ترمه آیندهای روشنتر بسازد، درحالیکه نادر حاضر نیست پدر مبتلا به آلزایمرش را که زیر یک سقف با آنها زندگی میکند، رها کند. این کشمکش ظاهراً خانوادگی، خیلی زود به مسئلهای عمیقتر تبدیل میشود: تعارض مسئولیت در برابر آزادی فردی، وفاداری به خانواده در برابر رؤیای مهاجرت، و بهایی که کودک باید برای تصمیم بزرگسالان بپردازد.IMDb+1 بعد از رفتن سیمین به خانه پدر و مادرش، نادر برای مراقبت از پدر، زنی مذهبی و کمدرآمد به نام راضیه را استخدام میکند؛ زنی که خودش درگیر مشکلات مالی و همسری عصبی و بیکار است. غیبتها، خستگی و فشار موقعیت باعث میشود راضیه در نگهداری از پیرمرد درمانده، اشتباهاتی کند و سرانجام یک درگیری فیزیکی کوچک بین او و نادر، به حادثهای بزرگ و یک پرونده قضایی پیچیده منجر شود؛ پروندهای که پای قاضی، شهادت دروغ، سوگند مذهبی و وجدان معذب همه شخصیتها را وسط میکشد.Rotten Tomatoes+1 قدرت اصلی فیلم در این است که هیچکس را کاملاً بیگناه یا کاملاً مقصر نشان نمیدهد. هر شخصیت، هم دلایل قابلدرک انسانی دارد، هم خطاهایی جدی؛ از سیمین که در پی نجات آینده دخترش است اما خانواده را ترک میکند، تا نادر که در عین مراقبت از پدر، در لحظه عصبانیت رفتاری خطرناک نشان میدهد؛ و از راضیه و حجت که زیر فشار فقر و تحقیر، گاهی به دروغ و خشونت پناه میبرند. این ابهام اخلاقی، مخاطب را وادار میکند مدام طرف خود را عوض کند و در آینه هر شخصیت، بخشی از خود را ببیند، نه اینکه فقط بهدنبال «مجرم» بگردد.Metacritic+1 «جدایی نادر از سیمین» با فیلمبرداری نزدیک، فضاهای بسته، ریتم پرتنش و دیالوگهای بسیار طبیعی، حسی شبیه تماشای یک مستند زنده از خانوادهای واقعی ایجاد میکند. فرهادی بدون شعار دادن، تضاد طبقاتی، فشار قانون، نقش دین در تصمیمها و شکنندگی اعتماد را به تصویر میکشد و در نهایت، همه چیز را در سؤالی تکاندهنده خلاصه میکند: در جهانی پر از حقیقتهای نصفهنیمه، حق با چه کسی است؟ پایان باز فیلم و انتخاب ناگفته ترمه، این پرسش را از پرده سینما به ذهن بیننده منتقل میکند تا مدتها بعد از تیتراژ، همچنان دربارهاش فکر کند. اشتراکگذاری: کپی لینک تلگرام توییتر