برای مشاهده اطلاعیهها ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
هنور ثبت نام نکرده اید؟
الکس مرداک، وکیل شناخته شده کارولینای جنوبی، اجساد همسرش مگی و پسرش پال را بیرون خانه پیدا میکند. سه سال قبل: مگی مهمانی میگیرد، الکس وارد یک کسب و کار تازه میشود و پال شبی جنجالی را میگذراند که بذر فاجعه را میکارد.
الکس تلاش میکند روایت سانحه قایق را تحت کنترل بگیرد. مگی با پیامدهای سنگین کارهای پال دست و پنجه نرم میکند. «مندی»، خبرنگار جوان، به خانواده مرداک علاقمند میشود و دنبال سرنخ میرود.
برای فرار از توجه منفی پرونده های پال، الکس خانواده را به تعطیلات لوکس کارائیب میبرد؛ اما زیر آفتاب، حقیقت هایی برملا و دردسرهای تازه ای رقم زده میشود.
پال و مگی جای خالی «گلوریا» را حس میکنند، در حالی که الکس همچنان با تبعات سانحه قایق روبه روست. مندی پرونده تازه ای کشف میکند که ظاهرا به مرداکها وصل است.
در جشن سالانه هندوانه همپتون، الکس با نتایج رفتارهایش مواجه میشود. مندی مقاله ای منتشر میکند که یکی از پسران مرداک را درگیر اتهام میکند و پای خانواده را بیش از پیش به بحران میکشد.
مگی بیرون از همپتون طعم زندگی تازه را پیدا میکند و پال حس مسئولیت پذیری جدیدش را جدی میگیرد. الکس با خبر وخامت حال پدرش دست و پنجه نرم میکند و سعی میکند خودش را با واقعیت وفق دهد
باستر هنوز درگیر سوگ قتل مادر و برادرش است و پلیس دنبال قاتل میگردد. همزمان، اعتیاد رو به وخامت الکس و دروغ های پشت سر همش کم کم او را به بن بست میرساند.
خانواده در دادگاه رسیدگی به قتل مگی و پال حاضر میشوند. باستر زیر بار موج نفرت و توجه منفی افکار عمومی، در حالی که خودش هم دنبال حقیقت ماجراست، تلاش میکند زندگی اش را از دست ندهد.