برای مشاهده اطلاعیهها ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
هنور ثبت نام نکرده اید؟
چهار ماه بعد از ناپدید شدن یکی از همکلاسی ها، تدی، فیل، لیلی و رانی دنبال پرونده کودکان گمشده و اتفاقات عجیب در دری میروند. همزمان، سرگرد لروی هانلون در پایگاه هوایی دری با استقبال سرد روبه رو میشود.
در حالی که شارلوت و ویل سعی میکنند با زندگی تازه در دری کنار بیایند، رانی درباره سرنوشت پدرش نگران تر میشود و نشانه های تازه ای از خطر در سایه ها دیده میشود.
پس از يک يافته نااميدکننده، شاو دستور میدهد هالوران با لروی و پالی جستجوی هوايی را آغاز کند. رز به نشست قبيلهاي درباره حضور ارتش در دری ميپيوندند و گروه راني برای ثبت تصوير يک «اوريشا» تلاش میکند.
با ترسناکتر شدن تجربههای بچهها، شارلوت براي دفاع از هنک دست به کار میشود و ژنرال شاو فشار عملياتی را بيشتر میکند.
بعد از فهمیدن نقشههای شاو، لروی خانوادهاش را برای امنیت به پایگاه میبرد. در حالی که نگهبانان قبیلهای برای مهار خشونت رو به افزایش شهر برنامه میریزند، نیروهای ارتش وارد نيبولت استریت میشوند و بچهها با ماموریت خودشان به دل فاضلابها میزنند.
دیک که گرفتار رؤیاهای تاریک فزایندهای شده است، متوجه میشود که نقطه سیاه بخش جداییناپذیری از نقشه شارلوت است. در همین حال، ویل با مخالفت والدینش روبرو میشود، مارج در مقابل پتی کیکز میایستد
حملهای خودجوش به نقطه سیاه، نیروهایی را که مدتها خاموش بودند، آزاد میکند. در پی این حمله، دیک به کشف یک شی حیاتی دیگر کمک میکند.
در حالی که مه غلیظی شهر را فرا گرفته و ژنرال شاو ماموریت خود را پیش میبرد، خانواده هنلون، رز، دیک و بچهها باید با هم همکاری کنند تا دری را نجات دهند.