برای مشاهده اطلاعیهها ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
هنور ثبت نام نکرده اید؟
گروه مستندسازی که شعبه اسکرانتون شرکت داندر میفلین را جاودانه کرده بود، در جستجوی سوژه ای تازه روزنامه تاریخی حقیقت گوی تولیدو را در غرب میانه کشف می کند که سردبیرش در تلاش است آن را احیا کند
ند آرام آرام کار را با گروه خبرنگاران داوطلب آغاز می کند تا این که اسمرالدا او را مجبور به می کند سریعتر داستان پیدا کند. دیتریک و تراویس، ماره و بری و آدام و آدلولا گروه هایی به سبک فیلم همه مردان رئیس جمهور تشکیل می دهند
ند در تحقیقی افشاگرانه در مورد مصرف کنندگان عادی که ماره رویش کار می کند، دخیل می شود. اسکار پس از حرف های اسمرالدا برای درگیر کردن ذهنش، مجبور به ریسک در جلسه بودجه می شود. دتریک و نیکول بازی دو حقیقت و یک دروغ را انجام می دهند
بعد از آگاهی از اینکه وبلاگ یک نوجوان دبیرستانی با زبانی تند و تیز، خوانندگان بیشتری نسبت به روزنامه دارد، ند و اسمرالدا با هم متحد می شوند تا این نوجوان را رسوا کنند. ماره و اسکار هم در حال پوشش خبری آخرین اجرای یک معلم موسیقی محبوب هستند
ند به دنبال داستان یک کلاهبرداری از طریق برنامه دوستیابی است که متوجه می شود اسمرالدا یکی از قربانیان این کلاهبرداری بوده و شاید سرنخ اصلی در دست او باشد
ند مسئولیت نوشتن رپورتاژ آگهی اسمرالدا را برعهده می گیرد و از تحریریه می خواهد که آن محصول را شخصا آزمایش کنند، اسمرالدا در مقابل یکی از گزارش های ند را پوشش می دهد و به یک رسوایی بر می خورد. کن، آدام را به موش آزمایشگاهی تبدیل می کند
در حالی که دفتر مرو در حال رنگ آمیزی است، او به تحریریه نقل مکان می کند. ند و کارکنان متوجه می شوند که مشکلاتشان در رویارویی با صاحبان قدرت بیشتر شده است. اسمرالدا و کن هم نقشه یک خیانت را می کشند
ماره به داستانی بر می خورد که افشای آن روزنامه را در برابر شرکت صاحب روزنامه قرار خواهد داد. گذشته ند به عنوان یک فروشنده کاغذ توالت او را خجالت زده می کند. اسمرالدا هم تلاش می کند پسرش را به زور وارد دنیای آگهی های تلویزیونی کند
ند و ماره پس از کنار کشیدن دیتریک، سفری طولانی را برای مصاحبه با رهبر یک فرقه عجیب آغاز می کنند. اسکار از دست یک ترول که زیر نوشته هایش نظر می دهد دیوانه می شود و اسمرالدا هم به ملاقاتی عجیبی می رود
ند آرزوی بردن جایزه روزنامه نگاری اوهایو را در خود سرکوب می کند. اسکار با ساختن مستند کنار می آید، ماره شخصی مشهور را به خود به روزنامه می آورد و کن برای قهرمان جلوه دادن خود وضعی اضطراری به وجود می آورد