تنگه ابوقریب»؛ بازسازی جهنم فراموششده در آخرين روزهای جنگ ۱۴۰۴/۰۹/۲۰ ۱ دقیقه مطالعه ۱۲۰ بازدید معرفی فیلم پاراگراف ۱:«تنگه ابوقريب» به كارگرداني بهرام توكلي، تماشاگر را درست در آخرين روزهاي جنگ ايران و عراق رها ميكند؛ زماني كه خستگي، تلفات و بلاتكليفي سياسي، فضاي جبههها را سنگين كرده است. گروهي از رزمندگان كه قرار بوده به مرخصي بروند و به زندگي عادي برگردند، ناگهان با خبر حمله گسترده دشمن به تنگهاي حياتي روبهرو ميشوند؛ تنگهاي كه اگر سقوط كند، دروازهاي براي پيشروي دشمن خواهد شد. همين دو راهي ساده ـ رفتن يا ماندن ـ شالوده درام فيلم را ميسازد. پاراگراف ۲:فيلم بر اساس واقعهاي واقعي و مقاومت گردان عمار در تنگه ابوقريب شكل گرفته و با جزئيات ميداني، از لحظه آمادهسازي نيروها تا رسيدن به خط مقدم را بهتصوير ميكشد. شخصيتهاي اصلي، مثل حسن، مجيد و خليل، نماينده نسلها و تيپهاي مختلف رزمندهاند؛ از جوان هاي پرانرژي تا فرماندهان فرسوده اما با اراده. اين تركيب، به تماشاگر اجازه ميدهد جنگ را همزمان از زاويه ترس، دلبستگي، مسئوليت و خستگي مزمن ببيند؛ بدون آنكه فيلم به شعار مستقيم يا حماسهسازي اغراق شده متوسل شود. Wikipedia+1 پاراگراف ۳:يكي از نقاط قوت «تنگه ابوقريب» اين است كه مقياس درگيري را همزمان هم بزرگ و هم نزديك نگه ميدارد. در سطح كلان، ما با حمله سنگين و سازمانيافته ارتش بعث به يك معبر استراتژيك روبهرو هستيم؛ اما در سطح تصوير، دوربين مدام به صورتهاي گلآلود، نفسهاي تند، زخمهاي باز و اضطراب رزمندهها نزديك ميشود. نبرد در تنگه، بيش از آنكه نبرد نقشههاي عملياتي باشد، نبرد تنهاي خسته با موجي از خمپاره، توپ و آتش است؛ جهنمي فشرده كه در آن هر متر خاك با قيمت جان گرفته ميشود. Wikipedia+1 پاراگراف ۴:از نظر بصري، فيلم جنگ را تميز و قهرمانانه نشان نميدهد؛ همهچيز آشفته، خاكآلود و بيرحم است. فيلمبرداري نزديك و لرزان، صداي كاتيوشاها، انفجارهاي پيدرپي و طراحي صحنهاي كه بوي خاك سوخته و بدنهاي فرسوده را تداعي ميكند، تجربهاي حسي از ميدان نبرد ميسازد. موسيقي حامد ثابت و ريتم تدوين نيز بهجاي تحريك هيجانهاي سطحي، حس خفگي، اضطراب و گاهي نوعي سوگواري پيشاپيش را منتقل ميكنند؛ انگار خود فيلم ميداند كه اين آخرين مقاومت است و بازگشتي براي بسياري از اين آدمها وجود ندارد. Wikipedia پاراگراف ۵:«تنگه ابوقريب» فراتر از يك فيلم جنگي، يادآوري يك فصل مغفول از حافظه جمعي است؛ فصلي كه در آن، چند گردان خسته و كمامكانات، در يكي از تنگترين و نابرابرترين نبردهاي جنگ ايستادند تا خط دفاعي فرو نريزد. فيلم با تمركز بر روابط انساني، شوخيهاي كوتاه ميان آتش، دلتنگي براي خانواده و لحظههاي انتخاب، نشان ميدهد كه قهرماني لزوماً در مقياس افسانهاي شكل نميگيرد؛ گاهي فقط يعني ماندن در تنگهاي كه همه ميدانند خروج از آن، شايد ديگر هرگز ممكن نباشد. اشتراکگذاری: کپی لینک تلگرام توییتر