وداع باشکوه با دوران اشرافیت ۱۴۰۴/۰۹/۱۱ ۱ دقیقه مطالعه ۴۹ بازدید معرفی فیلم در «دانتون ابی: پایان بزرگ» (Downton Abbey: The Grand Finale)، که سومين و آخرين فيلم از اين فرنچايز محبوب است، داستان مستقيما پس از رويدادهای «عصر جديد» ادامه پيدا میکند و ما را به اوایل دهه ۱۹۳۰ میبرد. رابرت و کورا کراولی به همراه ادیت و برتی، در لندن به تماشای نمايش گای دکستر و نوئل کوارد میروند؛ دنيايی پر زرق و برق که بيرون سالن تئاتر، در حال فروپاشی اقتصادی و اجتماعی است. در همين فضاست که خبر طلاق مری از هنری تالبت فاش میشود و مثل يک بمب اجتماعی، اعتبار خانواده را تهديد میکند؛ ضربهای که سادهلوحی مالی خانواده را هم عيان میکند. Wikipedia+1 کانون درام اين فيلم، تلفيق رسوايی عاطفی مری و بحران مالی خاندان است. با ورود هارولد لوينسون، برادر آمريكايی کورا، مشخص میشود او بخش بزرگی از ثروت مادرشان را در سقوط والاستريت بر باد داده و حالا میخواهد با کمک مشاور مالی خود، گاس سمبروک، از درآمد دانتون برای جبران ضررها استفاده کند. رابطه عاطفی و مستیآلود مری و سمبروک، به ابزاری برای باجگيری تبديل میشود؛ وضعيتی که نه فقط آبروی او، بلكه آينده خود دانتون را تهديد میکند. افشا شدن گذشته كلاهبردارانه سمبروک در اسكات و برخورد تند ادیت با او، نقطه عطف داستان است؛ جايی كه دروغ فرو میريزد و مری بايد بهای انتخابهایش را بپردازد. Wikipedia+1 در لايه ديگر داستان، فيلم مثل هميشه به روابط طبقه بالا و خدمتكاران میپردازد و نشان میدهد دنياي قديم چگونه آرامآرام جايش را به نسلی تازه میدهد. توماس بارو حالا ديگر پيشخدمت نيست، بلكه همراه و شريك زندگی گای دكستر است؛ كاراكترهایی مثل ديزی، كارتر، بيتس و آنا هر كدام مسيری نيمهمستقل پيدا كردهاند، اما هنوز روح دانتون را زنده نگه میدارند. ماجراي تدارك شام بزرگ با حضور دكستر و نوئل كوارد، هم ابزاری برای بازسازی وجهه اجتماعی مری است و هم فرصتی برای مِلزلی تا به عنوان فيلمنامهنويس، جايگاه تازهاش را پيدا كند؛ جايی كه حتی الهامبخش نوئل كوارد برای نمايش «Private Lives» میشود. Wikipedia+1 كلایمکس احساسی فيلم زمانی شكل میگيرد كه رابرت بالاخره میپذيرد دوران او به عنوان ارباب دانتون تمام شده و بايد اختيار ملك را رسما به مری بسپارد. تصميم او و كورا برای نقل مكان به «خانه بيوهها» (Dower House) و سپردن قلب تپنده دانتون به دختر بزرگ، درواقع امضا كردن سند انتقال قدرت به نسل جديد است. سكانسهای پايانی، با فلشبكهای مری به خاطرههای تلخ و شيرين و نمايش زوجهای قديمی در مياننويسها، حس يك خداحافظی جمعی را میسازد؛ انگار خود خانه دانتون هم دارد پرده آخر نمايشش را میكِشد. Wikipedia+1 به عنوان يك «فیناله»، فيلم بيش از آنكه به دنبال غافلگيری باشد، به يك وداع آگاهانه و حسابشده فكر كرده است. «پایان بزرگ» عملا همه خطهای داستانی مهم را میبندد: جایگاه مری را تثبيت میكند، آينده دانتون را از نظر مالی و اجتماعی مشخص میكند و به شخصيتهای قديمی فرصتی برای يك تعظيم آخر روی صحنه میدهد. ريتم آرام، لحن نوستالژيك، و تاكيد روی گذر زمان باعث میشود فيلم بيشتر شبيه يك نامه عاشقانه طولانی به طرفداران پانزدهسالۀ اين جهان باشد تا يك درام مستقل پرتنش؛ و درست همين انتخاب است كه آن را به «پایان»ی تبديل میكند كه بيشتر حس خداحافظی میدهد تا مرگ داستان. اشتراکگذاری: کپی لینک تلگرام توییتر