• ورود به حساب

    برای مشاهده اطلاعیه‌ها ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

هنور ثبت نام نکرده اید؟

ثبت نام
او (Him): وقتی اسطوره ورزشی به کابوس تبدیل می‌شود

او (Him): وقتی اسطوره ورزشی به کابوس تبدیل می‌شود

۱۴۰۴/۰۹/۱۱
۱ دقیقه مطالعه
۱۱۷ بازدید
معرفی فیلم

در مرکز قصه، «کامرون کِید» با بازی Tyriq Withers قرار دارد؛ یک استعداد تازه‌نفس که رویای رسیدن به لیگ حرفه‌ای را دارد. دعوت می‌شود به کمپ اختصاصی یک کوارتربک افسانه‌ای (Marlon Wayans)؛ کسی که سال‌ها قهرمان بوده و حالا در انزوایی عجیب، برنامه تمرینی مخصوص خودش را اجرا می‌کند. این مقدمه به ظاهر الهام‌بخش، خیلی آرام و تدریجی به فضایی خفقان‌آور و به‌شدت کنترل‌گر تبدیل می‌شود، جایی که مرز بین «مربی‌گری سخت‌گیرانه» و «سوءاستفاده بیمارگونه از قدرت» از هم می‌پاشد. IMDb+1

فیلم با استفاده از لوکیشن محدود کمپ، تمرین‌های شبانه، رژیم‌های طاقت‌فرسا و فضای بسته رختکن، رفته‌رفته حس حبس‌شدگی را تشدید می‌کند. مربی، به‌عنوان یک اسطوره در حال افول، مدام بین نقش «منجی» و «شکنجه‌گر» نوسان می‌کند؛ یک لحظه راهنما و پدر معنوی است و لحظه‌ای بعد، فرمانده‌ای است که انگار بدن و ذهن شاگردانش را ملک شخصی خودش می‌داند. همین دوگانگی، ترس فیلم را بیشتر روان‌شناختی می‌کند تا صرفاً متکی بر جهش‌های ترسناک و جامپ‌اسکر. IMDb+1

«او» از دل فضای خشن فوتبال آمریکایی، پرسش‌های سنگینی درباره قهرمان‌سازی، فرهنگ سمی رقابت و این‌که یک بدن جوان برای تحقق رویاهای خودش ــ و در واقع رویاهای نسل قبل ــ باید تا کجا قربانی شود، بیرون می‌کشد. فیلم در لایه زیرینش به رابطه‌های فرقه‌وار (کالت‌مانند) در ورزش حرفه‌ای اشاره می‌کند؛ جایی که ستاره‌ها تبدیل به بت می‌شوند و شاگردها حاضرند عقل و اختیار خودشان را در راه «موفقیت» تحویل آن بت بدهند. حضور نام جوردن پیل به‌عنوان تهیه‌کننده هم باعث می‌شود ردپای تم‌های آشنا برای طرفدارانش، مثل نقد ساختارهای قدرت و خشونت پنهان در سیستم، به چشم بیاید. Wikidata+1

در نهایت، «او» بیش از آن‌که یک فیلم ورزشی معمولی باشد، یک کابوس ورزشی است؛ تلفیقی از درام شخصیت‌محور، ترس روانی و بدنی، و نقد اجتماعی. برای مخاطبی که هم از فضای استادیوم و رختکن لذت می‌برد و هم دوست دارد ببینید پشت افسانه شدن یک قهرمان چه هزینه‌ای پرداخت می‌شود، این فیلم تجربه‌ای تلخ، پرتنش و فکر برانگیز است؛ روایتی از لحظه‌ای که می‌فهمی «اسطوره‌ای که به دنبالش می‌دویدی، شاید هیولایی بوده که تو را به سمت نابودی خودت هدایت می‌کرد.

دیدگاه بینندگان

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!