• ورود به حساب

    برای مشاهده اطلاعیه‌ها ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

هنور ثبت نام نکرده اید؟

ثبت نام
قسم می‌خورم؛ روایت صادقانه زندگی با تورت

قسم می‌خورم؛ روایت صادقانه زندگی با تورت

۱۴۰۴/۰۹/۱۳
۱ دقیقه مطالعه
۱۵۴ بازدید
معرفی فیلم

پیکره اصلی داستان روی جان متمرکز است؛ کسی که تیک‌های حرکتی و صوتی ناشی از تورت، از همان سال‌های ابتدایی مدرسه او را از بقیه جدا می‌کند. جایی که برای بقیه بچه‌ها، رفتارهای او «عجیب» و «ترسناک» است، برای جان چیزی جز تلاش ناخودآگاه بدن برای بقا نیست. فیلم با لحظاتی از تحقیر در کلاس، سوءتفاهم‌های معلم‌ها و نگاه‌های خیره در خیابان، فشار روانی مزمنی را ترسیم می‌کند که بیماری عصبی را به زخمی اجتماعی تبدیل می‌کند. IMDb

در کنار رنج فردی، «قسم می‌خورم» به نقش خانواده و اطرافیان هم توجه جدی دارد. والدین جان بین احساس گناه، خستگی و محافظت، تاب می‌خورند و هر کدام به شکلی تلاش می‌کنند او را «نرمال» جلوه دهند؛ تلاشی که گاهی به سرکوب بیشتر هویت واقعی او منجر می‌شود. فیلم نشان می‌دهد چطور ناآگاهی حتی در صمیمی‌ترین روابط، می‌تواند از روی خیرخواهی ظاهری، به منبع خشونت پنهان تبدیل شود؛ خشونتی که فریاد نمی‌زند، اما در سکوت خانه رسوب می‌کند.

در بخش‌های میانی، روایت از صرف یک داستان بیمار–جامعه فراتر می‌رود و به سفر درونی جان نزدیک می‌شود؛ سفری که در آن او سعی می‌کند معنای «قسم خوردن» به خودش و زندگی را دوباره تعریف کند. وعده‌ای که به خودش می‌دهد این است که قربانی صرف نباشد؛ نه قهرمان کلیشه‌ای، بلکه انسانی که اجازه می‌دهد ضعف و قدرت، همزمان در او حضور داشته باشد. حضور شخصیت‌های فرعی مانند معلم، مشاور یا دوستی که برای اولین بار او را بدون ترحم می‌بیند، به این مسیر عمق انسانی می‌دهد و از فیلم یک مانیفست ساده‌لوحانه نمی‌سازد، بلکه روایتی خاکستری و نزدیک به واقعیت ارائه می‌کند. IMDb+1

در نهایت، «قسم می‌خورم» بیش از آنکه فیلمی درباره یک «بیماری» باشد، فیلمی درباره حق دیده شدن است؛ درباره این که چگونه برچسب‌ها، انسان‌ها را از هم دور می‌کنند و چطور شناخت، می‌تواند همان فاصله‌ها را کم کند. درام آرام اما تکان‌دهنده فیلم، تماشاگر را وادار می‌کند بعد از تیتراژ پایانی، به آدم‌هایی فکر کند که در زندگی روزمره با تیک‌های ناخواسته، لکنت‌های مزمن، یا هر تفاوت دیگری کنار ما راه می‌روند و سال‌هاست زیر بار نگاه قضاوت‌گر جامعه، فقط یک چیز را در دل تکرار می‌کنند: «قسم می‌خورم من فقط می‌خواهم مثل بقیه زندگی کنم.» اینجاست که فیلم از یک داستان شخصی فراتر می‌رود و به آینه‌ای برای خود ما تبدیل می‌شود.

دیدگاه بینندگان

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!