دوئل در جهنم استالینگراد – نگاهی به فیلم «دشمن پشت دروازهها» ۱۴۰۴/۰۹/۱۶ ۱ دقیقه مطالعه ۱۲۸ بازدید معرفی فیلم فیلم به کارگردانی ژانژاک آنو، ما را به زمستان ۱۹۴۲ و نبرد استالینگراد پرتاب میکند؛ جایی که شهر به جهنمی از آتش و آوار تبدیل شده است. در مرکز این جهنم، واسیلی زایتسف (جود لا) سرباز سادهای است که مهارت حیرتانگیزش در تیراندازی، از او اسطورهای برای ارتش سرخ میسازد. یک کمیسر سیاسی جاهطلب به نام دانیلُف (جوزف فاینز) با ساختن روایت قهرمانانه از واسیلی، او را به چهره اصلی پروپاگاندای شوروی تبدیل میکند؛ قهرمانی که قرار است ترس آلمانیها و امید روسها باشد. Wikipedia+1 در برابر این اسطوره تازهساز، آلمانیها هم دست روی مهرهای ویژه میگذارند: ماژور اروین کونیک (اد هریس)، اسنایپر خشک، منظم و مرگبارِ ورماخت که مأموریتش فقط یک چیز است؛ پیدا کردن و کشتن واسیلی. فیلم، جنگی با صدها هزار کشته را تبدیل به دوئلی نفسگیر بین دو تیرانداز میکند؛ دو نفری که بیشتر از ارتشها، روی اعصاب هم شلیک میکنند. در این میان، ورود تانیا (ریچل وایس) – مبارز روس و مترجم – هم مثل فتیلهای عاطفی وسط میدان مین است: مثلثی عاطفی بین او، واسیلی و دانیلُف شکل میگیرد که هم تنش انسانی میسازد و هم برای بعضی تماشاگران شبیه «رمانس اضافهشده به زور» وسط یک تراژدی جنگی به نظر میرسد. Wikipedia+2Rotten Tomatoes+2 قدرت اصلی «دشمن پشت دروازهها» در فضاسازی و میزانسنهای عظیمش است. بازسازی استالینگراد ویرانشده، صفهای بیانتها برای عبور از ولگا زیر باران گلوله، سربازانی که حتی اسلحه کافی ندارند، و سکانسهای موشوگربهوار اسنایپرها لابهلای خرابهها، حس خفگی و بیپناهی جنگ شهری را خوب منتقل میکند. موسیقی جیمز هورنر لایهای احساسی و تراژیک روی تصویرها میکشد و فیلمبرداری با قابهای پر از دود، آجر و سایه، استالینگراد را بیشتر شبیه کابوس میسازد تا یک شهر واقعی. اینها همان بخشهایی هستند که حتی منتقدان سختگیر هم معمولاً بهشان امتیاز میدهند. Wikipedia+1 در عوض، جایی که فیلم زیر سؤال میرود، همان جایی است که تاریخ و اخلاق وارد صحنه میشوند. منتقدان زیادی به سادهسازی نبرد استالینگراد، قهرمانسازی یک تکتیرانداز، و مخلوط کردن ملودرام عاشقانه با یکی از خونینترین فصلهای تاریخ اعتراض کردهاند؛ در روسیه و آلمان حتی نسبت به تحریف تاریخی و تصویر کلیشهای از ارتش سرخ واکنش تند نشان داده شد. در مجموع، «دشمن پشت دروازهها» نه یک مستند تاریخی، بلکه یک درام جنگی پرتعلیق است: اگر آن را بهعنوان داستانی سینمایی درباره اسطورهسازی، پروپاگاندا و دوئلِ دو انسان در دل جهنم ببینیم، جذاب و نفسگیر است؛ اما اگر از آن انتظار تصویر دقیق و چندلایهای از استالینگراد را داشته باشیم، فیلم بیشتر شبیه پوستر بزرگ و پرزرقوبرقی است که پشتش تاریخ پیچیده و تلخ جنگ پنهان شده. اشتراکگذاری: کپی لینک تلگرام توییتر