اوپنهایمر؛ مردی که جهان را در ذهنش منفجر کرد ۱۴۰۴/۰۹/۱۶ ۱ دقیقه مطالعه ۱۳۲ بازدید معرفی فیلم «اوپنهایمر» داستان مردی است که با نبوغش جهان را تغییر داد، اما تا آخر عمر مجبور شد با سایه آن تغییر زندگی کند. فیلم با ریتمی تند و مونتاژی فشرده، از سالهای جوانی اوپنهایمر در دانشگاه و علاقهاش به فیزیک نظری آغاز میکند و قدمبهقدم او را به قلب پروژه منهتن و ساخت اولین بمب اتمی میبرد. نولان، به جای یک روایت خطی ساده، از ساختار چندلایه استفاده میکند تا نشان دهد این ماجرا فقط یک «اختراع» نبود؛ یک زلزله تاریخی بود که هم سیاست، هم اخلاق و هم روان انسان را لرزاند. در مرکز فیلم، پروژه منهتن قرار دارد؛ جایی که گروهی از درخشانترین ذهنهای علمی قرن بیستم در لسآلاموس دور هم جمع میشوند تا سلاحی بسازند که میتواند جنگ جهانی دوم را پایان دهد، اما احتمالا آغازگر کابوسی تازه باشد. صحنههای مربوط به آزمایش «تریتی» (اولین انفجار هستهای) با حداقل جلوههای ویژه کامپیوتری و بیشتر بر پایه جلوههای عملی ساخته شدهاند تا حس واقعی خطر، اضطراب و بزرگبودن این لحظه تاریخی را به تماشاگر منتقل کنند. فیلم نشان میدهد که چگونه اوپنهایمر، هم رهبر پروژه است و هم اولین کسی که از نتایج آن میهراسد. یکی از ستونهای اصلی «اوپنهایمر» پرسشهای اخلاقی و سیاسی آن است. بعد از بمباران هیروشیما و ناگاساکی، فیلم تمرکز را از لحظه «اختراع» به لحظه «محاکمه» جابهجا میکند؛ محاکمهای نه فقط در دادگاه و کمیتههای امنیتی آمریکا، بلکه مهمتر از آن، محاکمهای در وجدان خود اوپنهایمر. فشار فضای مککارتیسم، ترس از کمونیسم، بازیهای قدرت و سوءاستفاده سیاستمداران از علم، همگی در پسزمینه، زندگی او را احاطه میکنند. نولان هوشمندانه نشان میدهد که چگونه جامعه، قهرمانش را اول بالا میبرد و بعد همان قهرمان را به جرم همان کاری که برایش تشویق شده بود، خرد میکند. در سطح اجرا، بازیها و جنبههای فنی فیلم درخشاناند. کیلین مورفی با چشمانی خیره و چهرهای لاغر، حس سایهوار و درونویران اوپنهایمر را به شکلی خیرهکننده زنده میکند. رابرت داونی جونیور در نقش لوئیس استروس، بعد سیاسی و انتقامی داستان را پررنگ میکند و ثابت میکند فراتر از نقشهای کمیکبوکی هم توانایی جدی دارد. موسیقی تهاجمی و ناآرام، فیلمبرداری IMAX و تدوین تند و چندلایه باعث میشوند «اوپنهایمر» بیشتر شبیه یک تریلر روانشناختی حس شود تا یک زندگینامه کلاسیک. در نهایت، «اوپنهایمر» فقط درباره گذشته نیست؛ درباره امروز هم هست. در جهانی که تکنولوژیهای ویرانگر تازه (از هوش مصنوعی تا سلاحهای نوین) هر روز در حال شکلگیریاند، پرسش اصلی فیلم هنوز زنده است: آیا ما میتوانیم چیزی را بسازیم که خودمان توان کنترل اخلاقیاش را نداریم؟ این فیلم، سنگین، دیالوگمحور و پرجزئیات است، اما اگر به سینمای جدی، تاریخ معاصر، علم و پرسشهای عمیق اخلاقی علاقه دارید، تماشای آن مثل رفتن به قلب یکی از مهمترین کابوسهای قرن بیستم است؛ کابوسی که هنوز تمام نشده. اشتراکگذاری: کپی لینک تلگرام توییتر